دم پژوهان بزرگ دل گرم که این همه پر ثمر و بی ادعاست.
قصد بی احترامی ندارم.اما تو دلم میموند اگه نمیگفتم:
شما که حاضر به کمک به دیگران نیستی میشه بگید اینجا چه کار میکنید؟کمک دیگران رو کوچک جلوه بدید؟
بابت آف تاپیک معذرت معذرت معذرت 
ممنون از اینکه حرفتون رو با صراحت زدید . حق با شماست . مدت زیادی از عضویتم نمی گذره بذارید به حساب جو گیر شدن . اگر بقیه دوستان رو ناراحت کردم جدا عذر می خوام .
یه آهن ربای معمولی رو وقتی 200 درجه بهش حرارت می دیم دیگه نمی تونه براده های آهن رو جذب کنه ، وقتی آهن در محدوه ی دمایی 750 درجه ی سلسیوس قرار می گیره خاصیت مغناطیسی خودش رو از دست می ده (واقعا از دست می ده ؟ ) . (نه به طور مطلق ) چه انفاقی افتاده ؟
دوقطبی های مغناطیسی در آهن به طور طبیعی به شکل منظمی قرار نگرفته اند و به هر سمت و سویی آزادانه می تونند حرکت کنند . حالا آهن تحت تاثیر یک میدان مغناطیسی قرار می گیره . میدان مغناطیسی میاد جهت دوقطبی های مغناطیسی موجود در آهن رو به سمت خودش تنظیم می کنه به عبارتی همه ی دوقطبی هارو به صف می کنه البته تا جایی که زورش می رسه این روند با افزایش شدت میدان مغناطیسی یا همون شار مغناطیسی تا جایی پیش می ره که همه ی دوقطبی های مغناطیسی در یک جهت به صف می شن و دیگه افزایش شار بی تاثیر می شه که به این حالت میگن اشباع مغناطیسی . حالا حرارت چه بلایی سرش میاره ؟ حرارت یعنی افزایش انرژی جنبشی ... انرژی جنبشی با افزایش حرارت میاد صف منظم شده ی دوقطبی های مغناطیسی رو به هم می ریزه و جهت اون هارو به طور تصادفی در سمت های مختلف تغییر می ده و اون ها رو که تحت تاثیر میدان ، ثابت شده بودند ، به حرکت وادار می کنه و این یعنی کاهش اثر مغناطیسی در آهن تحت تاثیر حرارت .
حالا در این حرارت بالا تنها اتفاقی که افتاده اینه که نظم همه ی دوقطبی ها به هم ریخته و ما باید دوباره این نظم رو بر قرار کنیم یعنی شار مغناطیسی قوی تری نسبت به شار مغناطیسی در حالت اشباع آهن ، به آهن اعمال کنیم .
از اونجایی که هرچه قدر سرعت تغییر جهت میدان مغناطیسی ، بیشتر باشه سرعت تغییر جهت دوقطبی های مغناطیسی نیز بیشتر می شه ، دو عامل سبب تولید حرارت در آهن می شه که اولین عامل مقاومت مغناطیسی آهن یا همون رلوکتانس آهن هست که چون در آهن خیلی کمه ، جریان گردابی ایجاد شده در آهن توسط خود قطعه ی آهنی ، اتصال کوتاه می شه و مثل یک المنت ، آهن شروع به داغ شدن می کنه ، عامل دوم همین انرژی جنبشی ایجاد شده ناشی از تغییر جهت دادن متوالی دوقطبی های مغناطیسی در آهن است . پس هرچی فرکانس بالاتر باشه قطعه بیشتر داغ می شه اما باز هم محدودیت وجود داره چون در فرکانس های بالا درون قطعه دیر تر از سطح اون داغ می شه یعنی دما به شکل همگن پخش نمی شه .
ابتدا سعی می کنیم فرکانسی رو انتخاب کنیم که به بالاترین دمای کوری برسیم . تجربه به من نشون داد که فرکانس در محدوده ی 40 تا 60 کیلو هرتز بهترین تاثیر رو در گرم کردن یک قطعه ی آهنی داره و دمای کوری رو تا 800 درجه هم می تونه پیش ببره .وقتی دما به 750 درجه ی سلسیوس می رسه ، انرژی جنبشی دوقطبی های مغناطیسی به شدت زیاد می شه این افزایش انرژی مجددا تولید حرارت می کنه یعنی شبکه ای با فیدبک مثبت ایجاد می کنه اما شدت میدان یا شار مغناطیسی می خواد مجددا انرژی جنبشی رو از دوقطبی ها بگیره و اونها رو به یک صف ردیف کنه یعنی شبکه ای در جهت منفی ایجاد می کنه که برایند اثر این دو پارامتر در دمای حدودی 750 درجه با هم برابر می شه و دما روی این عدد ثابت می مونه که از اون به دمای کوری یاد می کنیم . .اما آیا آهن در این دما اثر مغناطیسی خودشو از داده ؟ اصلا این جمله اشتباه است چون ماهیت آهن تغییر نکرده و فقط دو پارامتر دارن باهم مخالفت می کنند و اثر همدیگرو خنثی . پس کافیه یک پارامتر رو بر پارامتر دیگر ، تفوق یا برتری بدیم . حالا اگر فرکانس رو ببریم بالا ، به خاطر Skin Effect یا اثر پوسته ای ، سطوح جانبی گرمتر ولی عمق قطعه سردتر می مونه و عمق قطعه برای سطوح جانبی مثل یک هیت سینک وارد عمل می شه و سطوج جانبی رو هم سرد می کنه پس مورد تایید نیست و اگر هم فرکانس رو بیاریم پایین ، سرعت تغییر جهت دادن های دوقطبی های مغناطیسی رو کم کردیم که خودش یک عامل در بالا بردن دمای قطعه بود پس این هم قابل قبول نیست . پس چه کنیم ؟ میایم فرکانس رو کم می کنیم ولی شار مغناطیسی رو افزایش می دیم . یعنی یکی از راههایی که می تونه به شدت موثر باشه اینه که ولتاژ منبع تغذیه ی کوره رو زیاد کنیم و هم زمان فرکانس رو کم کنیم وقتی ولتاژ رو زیاد می کنیم شار مغناطیسی افزایش پیدا می کنه اما سرعت تغییر جهت دادن دوقطبی ها کم می شه (چون فرکانس رو کم کردیم ) پس پارامتر شار رو بر سرعت یا انرژی جنبشی ، برتری دادیم و دما شروع به زیاد شدن می کنه اما حدودا تا 50 درجه پیش می ره و باز ثابت می شه و اگر نجمبیم میاد و به همون 750 می رسه . در این لحظه که دما از دمای کوری عبور کرده یعنی قبل از اینکه دما مجددا به دمای کوری برگرده مجددا ولتاژ رو کاهش می دیم و همزمان فرکانس رو افزایش می دیم یعنی پارامتر تغییر جهت دادن دوقطبی ها رو بر پارامتر شار برتری دادیم بازهم دما روبه فزونی می گذاره و این سیکل رو باید اونقدر تکرار کنیم تا به دمای نهایی برسیم .
اصلا اساس کوره ی القایی بر مبنای رزونانس سری استوار شده . اما تغییر دادن فرکانس ها Step By Step در محدوه ی 40 تا 60 کیلو هرتز کار کنترلر و FPGA نیست چون اصولا تغییر فرکانس به شکل دیجیتال در این محدوده ی فرکانسی ، رزولوشن کمی داره و شدیدا سیستم رو از رزونانس منحرف می کنه پس باید پیوسته باشه نه گسسته . یعنی باید سیستمی باشه که به شکل پیوسته در هر لحظه بیاد از اندوکتانس حاصل از قطعه آهنی و سیم پیچ کوره نمونه بگیره و متناسب با همون نمونه فرکانس رزونانس رو بسازه و این کار رو یک اسلاتور آرمسترانگ به خوبی انجام می ده البته در ساده ترین حالت ممکن .
حالا یک آزمایش خیلی ساده انجام بدین :
یک بالاست لامپ کم مصرف 40 وات تهیه کنید و داخلشو باز کنید و چک شو در بیارین و هسته ی فریت اون رو از قرقره خارج کنید (البته اگر شارلاک نکرده باشن والا یکم کار سخت می شه ) . مدار دوتا ترانزیستور داره شما هم دوتا هیت سینک بزرگ تهیه کنید و به هر کدوم از ترانزیستور ها وصل کنید . یک لامپ 40 وات مهتابی رو هم به خروجی بالاست ببندید .
حالا چی داریم ؟ یک بالاست مهتابی که چک ش بدون هسته است و دوتا هیت سینک مجزا هم به هر کدوم از ترانزیستور هاش متصله و خروجیش هم طبق سیمکشی خودش به مهتابی وصله . حالا می خوایم بزنیمش به برق پس سر راش یه فیوز بذارین . قبل از اینکه بزنیدش به برق یک پیچ گوشتی ساعتی که به دردتون نمی خوره یا میخ رو آماده دم دستتون داشته باشین . نوک پیچ گوشتی یا میخ رو داخل هسته ی فریت فرو ببرید و بالاست رو بزنید به برق ... بعد از چند ثانیه می بینید که نوک پیچ گوشتی به شدت داغ و قرمز می شه و اگر ترانزیستور ها و خازن سری ، دوام بیارند نوک پیچ گوشتی تغییر شکل می ده ...