نويسنده موضوع: گذر از دماي كوري براي كوره هاي القايي  (دفعات بازديد: 2946 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال ديدن موضوع.

آفلاين Bar

  • کاربر کامل سطح پنجم
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 53
  • -دريافتي: 306
  • ارسال: 510
در تاپيك قبلي من پرسيدم :

من شنيدم وقتي درجه حرارت كوره هاي القايي به دماي كوري كه فكر كنم 700 درجه هستش نزديك ميشه
آهن خاصيت مغناطيسي خودشو از دست ميده و كوره هاي القايي قاط ميزنند .
چطور از اين محدوده عبور ميكنند و به دماي ذوب ميرسه . اكثر كسايي كه كوره القايي ميسازند تو اين نقطه
گير ميكنند . راهش چيه ؟


جناب Persian.Bright جواب داد :

دقیقا ... البته دمای کوری مواد بحث ش جداست و در این تاپیک نمی گنجشک   

محدوده ی دمای کوری برای آهن از 700 تا 1000 درجه ی سلسیوس تعریف می شه و دقیقا 99 درصد کسانی که کوره ی القایی می سازند خیلی خوشحال و خجسته اند ولی به اینجاش که می رسه Z حال می خورن اساسی .... در واقع وقتی آهن به دمای کوری می رسه این افراد هم به تقطه ی کوری می رسند که تهش بمبسطه 

ولی راه داره و راه هم چاه داره .... یکی از روش ها xxxxFeedBack و به طور هم زمان xxxxFrequency هست که به جای X باید ..... حالا یه تاپیک بزن تا ببینیم استخاره چی راه می ده
   

و حالا ادامه داستان...
« آخرين ويرايش: 28 مهر 1389 - 18:59:54 توسط Dxing »
باز هم عید آمد و ما لختیم...

آفلاين arvinfx

  • کاربر فعال
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 2333
  • -دريافتي: 2578
  • ارسال: 4664
آقا اگه کیبردت هیتسینک میخاد وصل کن که جوش نیاره  :icon_razz:

من علاقه مندم  :nerd:
گویند کسان بهشت با حور خوش است - من میگویم که آب انگور خوش است - این نقد بگیر و آن نسیه بگزار - کآواز دهول شنیدن از دور خوش است

آفلاين Newsad.Electronics

  • کاربر ساده سطح سوم
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 33
  • -دريافتي: 159
  • ارسال: 171
آقا استخاره بد اومده .... اصلا اون پست منو بذارین به حساب اسپم  :D

راستشو بخواین برای بدست آوردن بعضی چیزا آدم خیلی زحمت می کشه و برای یه نکته ی بسیار کوچیک ماه ها و شاید هم سالها الاف می شه تازه وقتی اون ناچیز علمی رو هم که داری و به بعضی ها خیرات می کنی فرداش واست شاخ می شن  :D   

نمی دونم شاید اشتباه کردم گفتم تاپیک بزنین . راستش حالا هم توش موندم :D  .... در این مورد خاص اگر هم بحث کنیم خیلی سربسته اون چیزایی رو که نتیجه گرفتم می گم ... اشکالی نداره ؟

اگه جواب مثبته ادامه ی بحث رو بذاریم وا3 روز 5 شنبه چون 3 و 4 شنبه کلاس دارم .... 

آفلاين Bar

  • کاربر کامل سطح پنجم
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 53
  • -دريافتي: 306
  • ارسال: 510
آقا استخاره بد اومده .... اصلا اون پست منو بذارین به حساب اسپم  :D

راستشو بخواین برای بدست آوردن بعضی چیزا آدم خیلی زحمت می کشه و برای یه نکته ی بسیار کوچیک ماه ها و شاید هم سالها الاف می شه تازه وقتی اون ناچیز علمی رو هم که داری و به بعضی ها خیرات می کنی فرداش واست شاخ می شن  :D   

نمی دونم شاید اشتباه کردم گفتم تاپیک بزنین . راستش حالا هم توش موندم :D  .... در این مورد خاص اگر هم بحث کنیم خیلی سربسته اون چیزایی رو که نتیجه گرفتم می گم ... اشکالی نداره ؟

اگه جواب مثبته ادامه ی بحث رو بذاریم وا3 روز 5 شنبه چون 3 و 4 شنبه کلاس دارم ....

OK هر  جور مايليد . اين تاپيك ميمونه تا دوستان ديگه راهنمايي كنند . شايد يه روزي نظر
شما هم عوض بشه كي ميدونه .
باز هم عید آمد و ما لختیم...

آفلاين پژوهان

  • کاربر نیمه حرفه ای سطح چهارم
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 249
  • -دريافتي: 669
  • ارسال: 908
  • UWB SS
در دمای کوری فرکانس رزونانس (در حقیقت همون مدل ترانس که ثانویش اتصال کوتاه شده = کوره القایی) یکدفعه تغییر می کنه ! چرا ؟ چون دمای کوریه دیگه !  :mrgreen:  اما عبور از این دما موضوع اصلی در طراحی کوره القاییه!روند کار اینجوریه که میاید پله پله فرکانس رو تغییر میدید تا میرسید به یک نقطه که مدار میره تو رزونانس (جریان ماکزیمم میشه ) (حالا ما کوره رو بر اساس منبع ولتاژ در نظر می گیریم - کوره های منبع جریان هم داستان خودشو داره ) از این نقطه که نقطه شروع یواش یواش محتویان اون وسط جریان گردشی شدیدی پیدا می کنند (مثل ترانس که ثانویش اتصال کوتاه شده -به ترانس که اولیش مثلا 7 دوره ثانویش که اون فلزست یه دور! برای همین کوره رو 500 دور مفتول مسی نمی پیچند!!)  به این ترتیب مواد اون داخل گرم میشند و افزایش گرما همانا و  تغییر فرکانس رزونانس همانا! برای همین فرکانس رو تغییر میدیم تا مدرا تو روزونانس بمونه ! (که میشه با فیدبک از جریان این کارو کرد-یه سیستم حلقه بسته!) این تغییر فرکانس تا دمای کوری پیوستست! و همه تا اینجا خوشحالند! بعد یک دفعه همه به اینجا میرسند که یکدفعه کوره چرا قاطی کرد! و دما از این بیشتر بشو نیست! اینجا شما چون قصد ندارید مثل بعضی(!!!) از کوره های ذوب فلز که میان یه سری چیز (!!!) قاطی آهن می کنند چیزی قاطیش کنید باید در این دما فرکانس رو یکدفعه ببرید در فرکانس مشخصی که کوره تو رزونانس بمونه!!!
یعنی اینجا دیگه رزونانس کوره تو فرکانس یکم بالاتر یا یکم پایین تر نیست!
حالا شاید بگید خوب میبریم اون فرکانس! که خوب اون فرکانس چنده خودش داستانیست! مشکل اینجاست که برای بدست اوردن فرکانس روزنانس کوره باید فرکانس رو استپ بای استپ تغییر بدید تا ببنید کجا مدار روزنانس میکنه که این کار خیلی کنده!؟ چرا؟ چون همینجوریش igbt هارو میسوزوننند چه برسه شما بخواید سریع فرکانس مدار رو تغییر بدید! این زمانم زیاد طول بکشه خوب دمای مواد میاد زیر دمای کوری و دیگه شرایط قبل از دمای کوری رو داریم ! :wink:
نتیجه : باید اون محتویات داخل کورتون رو دقیقا توی دمای کوری نگه دارید و بیاید پله پله فرکانس مدارو تغییر بدید و ببینید برای این دما ها مدار در چه فرکانسی رزونانس می کنه! و در نهایت بعد از رسیدن به دمای کوری شما به صورت برنامه ریزی شده فرکانس رو بپرونید رو اون فرکانس. :job:
البته به همون دمای کوری کسی برسه 2 تا پروژه ی کارشناسی ارشد در حد دانشگاه  های ایرانو انجام داده! ( که البته از این پایان نامه ها زیاده!) :whistling:
زمین سفت است و آب شلست و هوا نرم است و همه چیز عالیست در این حوالی...

آفلاين Bar

  • کاربر کامل سطح پنجم
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 53
  • -دريافتي: 306
  • ارسال: 510
نتیجه : باید اون محتویات داخل کورتون رو دقیقا توی دمای کوری نگه دارید و بیاید پله پله فرکانس مدارو تغییر بدید و ببینید برای این دما ها مدار در چه فرکانسی رزونانس می کنه! و در نهایت بعد از رسیدن به دمای کوری شما به صورت برنامه ریزی شده فرکانس رو بپرونید رو اون فرکانس. :job:

ممنون . تا اينجا درست . ولي مشكل من هميشه اينكه وقتي رفتي تو دماي كوري ديگه مغناطيسي اون وسط نيست كه بخواد رزونانس كنه .
همه حرفاي شما رو ميگن ولي واقعا وقتي چيزي بعنوان خاصيت مغناطيسي آهن وجود نداره اين رزونانس چطور
بايد بوجود بياد ؟؟؟!!!
باز هم عید آمد و ما لختیم...

آفلاين پژوهان

  • کاربر نیمه حرفه ای سطح چهارم
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 249
  • -دريافتي: 669
  • ارسال: 908
  • UWB SS
ممنون . تا اينجا درست . ولي مشكل من هميشه اينكه وقتي رفتي تو دماي كوري ديگه مغناطيسي اون وسط نيست كه بخواد رزونانس كنه .
همه حرفاي شما رو ميگن ولي واقعا وقتي چيزي بعنوان خاصيت مغناطيسي آهن وجود نداره اين رزونانس چطور
بايد بوجود بياد ؟؟؟!!!
والا قانون کوری رایش نمیگه که مغناطیس دیگه وجود نداره :mrgreen: در دمای بالا تر از دمای کوری دیگه فرومغناطیس ندارید! بلکه پارامغناطیس دارید .خوب رفتار پارامغناطیس دارند چون دما رو بردید بالا آنتروپی میره بالا و ملکولا نمیتونند منظم سر جاشون هم راستا با میدان خارجی باشند ! حالا در این وضعیت شما به جای یک ترانس با هسته ی فرومفناطیس یه ترانس با هسته یه ماده پارامغناطیس دارید ! خوب سلف چه بلایی سرش میاد!!؟  :wink: هیچی فقط هانریش افت میکنه! اصلا بر اساس همون توزیع آماری هستش که یه فرمول بود که با دما نسبت عکس داشت! خیلی سادش اینه که وقتی دما بالا میره ملکول ها (البته جهت گیریه الکترونهاست ) دیگه نمیتونند به راحتی دما های پایین تر در راستای میدان خارجی منظم بشند!
سوال! آیا دیگه ترانس یا سلف یا همچین چیزی که قبلا داشتیم نداریم ؟ جواب : تمام چیز های قبلی وجود دارند فقط اولین چیزی که یکدفعه رخ داده به جای سلف (ترانس) با هسته فرو مغناطیس یه سلف با هسته ی پارا مغناطیس داریم ! که یکدفعه شرایط مدارو کلا تغییر میده!
سوال ! آیا آهن جریان گردشی توش نا پدید میشخه ؟ جواب : خیر! آهن رو ذوب هم کنید بازم رساناست !
 :wink:
ببینید هیچ راز مخفی در این کار وجود نداره :whistling: جز اینکه نمیشه جدولی که برای یه کوره بدست اورمده شده رو برای یه کوره با شرایط دیگه به کار برد!
« آخرين ويرايش: 26 مهر 1389 - 23:01:04 توسط پژوهان »
زمین سفت است و آب شلست و هوا نرم است و همه چیز عالیست در این حوالی...

آفلاين Bar

  • کاربر کامل سطح پنجم
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 53
  • -دريافتي: 306
  • ارسال: 510
والا قانون کوری رایش نمیگه که مغناطیس دیگه وجود نداره :mrgreen:
در دمای بالا تر از دمای کوری دیگه فرومغناطیس ندارید! بلکه پارامغناطیس دارید .

منظور من از مغناطيس اسم تام يا كلي اين كلمه بود . حالا اگه از پارامغناطيس و فرومغناطيس و
آنتي فرو مغناطيس بگذريم در تعريف ديا مغناطيس داريم :

دیا مغناطیس : خاصیت دیا مغناطیسی در همه ي انواع ماده دیده می شود و ناشی از حرکت دورانی
الکترونهاي جفت شده ي مولکول در اثر القاء میدان مغناطیسی خارجی است. این چرخش منجر به ایجاد
یک میدان مغناطیسی کوچک مخالف میدان اعمال شده می شود و به همین دلیل مواد دیامغناطیس از
میدان مغناطیسی خارجی رانده می شوند .


خب با اين تعريف اگه فلزي رو در ميدان مغناطيسي خارجي قرار بديم و بر حسب تصادف اين فلز آهن باشه
كه خودش داره ميداني مخالف ميدان مغناطيسي كوره ايجاد ميكنه - يه جورايي انگار اثر اون ميدان رو خنثي
ميكنه . حالا هرچي جرمش بيشتر باشه ميدان مخالف ايجاد شده بزرگ تره . پس مدارات كوره القايي علاوه
بر صرف انرژي براي ايجاد مدار تشديد خودش كلي انرژي هم بايد صرف از بين بردن عكس العمل مخالف بكنه
با اين حساب راندمان اين جور دستگاهها بايد خيلي پايين باشه و صرفه اقتصادي نداشته باشه !!!
اگه غلطي داشتم بگيد اصلاحش كنم .
باز هم عید آمد و ما لختیم...

آفلاين پژوهان

  • کاربر نیمه حرفه ای سطح چهارم
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 249
  • -دريافتي: 669
  • ارسال: 908
  • UWB SS
منظور من از مغناطيس اسم تام يا كلي اين كلمه بود . حالا اگه از پارامغناطيس و فرومغناطيس و
آنتي فرو مغناطيس بگذريم در تعريف ديا مغناطيس داريم :

دیا مغناطیس : خاصیت دیا مغناطیسی در همه ي انواع ماده دیده می شود و ناشی از حرکت دورانی
الکترونهاي جفت شده ي مولکول در اثر القاء میدان مغناطیسی خارجی است. این چرخش منجر به ایجاد
یک میدان مغناطیسی کوچک مخالف میدان اعمال شده می شود و به همین دلیل مواد دیامغناطیس از
میدان مغناطیسی خارجی رانده می شوند .


خب با اين تعريف اگه فلزي رو در ميدان مغناطيسي خارجي قرار بديم و بر حسب تصادف اين فلز آهن باشه
كه خودش داره ميداني مخالف ميدان مغناطيسي كوره ايجاد ميكنه - يه جورايي انگار اثر اون ميدان رو خنثي
ميكنه . حالا هرچي جرمش بيشتر باشه ميدان مخالف ايجاد شده بزرگ تره . پس مدارات كوره القايي علاوه
بر صرف انرژي براي ايجاد مدار تشديد خودش كلي انرژي هم بايد صرف از بين بردن عكس العمل مخالف بكنه
با اين حساب راندمان اين جور دستگاهها بايد خيلي پايين باشه و صرفه اقتصادي نداشته باشه !!!
اگه غلطي داشتم بگيد اصلاحش كنم .
البته من گفتم پارا مغناطیس . پارا مغناطیس بیشتر حالت بی تفاوت به میدان خارجی داره . مواد دیا مغناطیس مثل آب جهت گیری مخالف با میدان خارجی دارند ( البته نه در هر شرایطی ) یعنی نسبت به میدا خارجی واکنش نشون میدن ! حالا اگر این میدان مغناطیسی هی تغییر جهت بده اون ملکول انرژی جنبشیش زیاد میشه و این اتفاق توی ماکروفر میوفته! و چیز خوبیه اونجا! اما دو نکته اینجا وجود داره :
1- ما اصلا دیا مغناطیس اون وسط نداریم .
2- حرارت در کوره القایی بر اثر ایجاد جریان گردشی و تلفات اهمی در آهن ایجاد میشه ( برای مدل کردنش اثر پوستی شدید فلز هم در نظر باید گرفته بشه!) برای همینه که سطح فلز اول گرم میشه و این اختلاف دما نسبت به داخل فلز بسیار زیاده و با یه زمانی این گرما در تمام فلز پخش میشه ! برای همین توی کوره های منبع جریا در چند ثانیه فلز سرخ میشه ! در این حالت زمان های اول فقط پوسته روی اون درجه حرارته! (برای همین آلمینیوم رو اینجوری ذوب نمی کنند! -غیر از اینکه ذوب معمولی آلومنیوم همیجوریش کلی خطر داره اگر این فلز رو بگذارید توی کوره خوب دیگه ... اتفاق خیلی بدی میوفته!)
حالا اینا رو برای چی گفتم ؟ چون توی ماکروفر ( که علت گرمایش حالت اوله که گفتم) تمام ماده با هم گرم میشند و دمای تمام نقاط تغریبا با هم بالا میره ( اگه ماده همگن باشه)
نتیجه :--- دیا مغناطیس بر اساس جهت گیری مخالف با میدا خارجی و تغییر شدید این میدان و افزایش انرژی جنبشی دما بالا میره ( ماکروفر ) که اینجا اینو نداریم.
--- در کوره القایی ما باید یه میدان مغناطیسی ایجاد کنیم یه ماده داخلش جریان گردشی ایجاد بشه و تلفات اهمی باعث گرم شدن ماده بشه . باید توجه داشته باشید جریان گردشی وقتی ایجاد میشه که یه مشت الکترون بی کار تو ماده باشند که بتونند تحت تاثیر میدان خارجی در ماده حرکت کنند حالا این ماده آهن 0 درجه باشه یا آهن 1000 درجه . :wink: در این حالت میدان وقتی متغییره بر اساس همون قانون معروف (اسمش بین چند صد اسم دیگه قاطی شده می ترسم بگم اشتباه باشه  :mrgreen:) نیروی وارده به این الکترون ها باعث حرکت در یک مسیر منحنی (در نهایت دایره وار!-البته دقیقا دایره نیست ولی سخت نگیرید :D) میشند. :wink:
« آخرين ويرايش: 27 مهر 1389 - 00:12:46 توسط پژوهان »
زمین سفت است و آب شلست و هوا نرم است و همه چیز عالیست در این حوالی...

آفلاين Newsad.Electronics

  • کاربر ساده سطح سوم
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 33
  • -دريافتي: 159
  • ارسال: 171
آفرین بر پژوهان .... اما همه ی اینا رو گفتی ، اون اصلی رو نگفتی ....  :D  تو بیا Step By Step  فرکانس رو هم تغییر بده اگه تونستی بیشتر از 1000 درجه بری من همه ی اعضای فاروم رو کرانچی و ساندیس می دم  :D

آفلاين پژوهان

  • کاربر نیمه حرفه ای سطح چهارم
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 249
  • -دريافتي: 669
  • ارسال: 908
  • UWB SS
آفرین بر پژوهان .... اما همه ی اینا رو گفتی ، اون اصلی رو نگفتی ....  :D  تو بیا Step By Step  فرکانس رو هم تغییر بده اگه تونستی بیشتر از 1000 درجه بری من همه ی اعضای فاروم رو کرانچی و ساندیس می دم  :D

 استپ بای استپ اول فقط برای مشخص کردن حالت گذر به دمای کوری هستش و دما باید با یه منبع خارجی ثابت نگه داشته بشه . اما با یه کوره القایی چه کار دیگه ای میشه کرد!!! جز اینکه شرایط مدار رو به نحوی نگه داریم که اندازه شار و فرکانس (البته تغریبا ضربشون-مشتق شار ---> عامل ایجاد جریان های گردشی ) به شکلی باشند که بیشترین توان تلفاتی رو داخل آهن داشته باشم . (البته رابطش به همین سادگی نیست ) ولی خلاصه کلام باید فرکانس و دامنه شار در بهترین شرایط برای کار قرار گیرند!
حالا به نظر شما مشکل در این رزونانسه مداره یا کلا ساختار مدار؟
اگر مشکل در اون شرایط فرکانس و دامنه شاره خوب خازن رو توی مدار تغییر میدیم و ... :whistling:
زمین سفت است و آب شلست و هوا نرم است و همه چیز عالیست در این حوالی...

آفلاين Bar

  • کاربر کامل سطح پنجم
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 53
  • -دريافتي: 306
  • ارسال: 510
آفرین بر پژوهان .... اما همه ی اینا رو گفتی ، اون اصلی رو نگفتی ....  :D  تو بیا Step By Step  فرکانس رو هم تغییر بده اگه تونستی بیشتر از 1000 درجه بری من همه ی اعضای فاروم رو کرانچی و ساندیس می دم  :D

كرانچي  :-?? تا حالا نشنيدم  :( فعلا كه همش ميايي حال گيري ميكني و ميري  :icon_razz: امروز 5 شنبه
هستش دوباره يه استخاره كن ببين چي در مياد .
باز هم عید آمد و ما لختیم...

آفلاين 7703160

  • کاربر تازه وارد سطح چهارم
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 29
  • -دريافتي: 3
  • ارسال: 38
آفرین بر پژوهان .... اما همه ی اینا رو گفتی ، اون اصلی رو نگفتی ....  :D  تو بیا Step By Step  فرکانس رو هم تغییر بده اگه تونستی بیشتر از 1000 درجه بری من همه ی اعضای فاروم رو کرانچی و ساندیس می دم  :D
دم پژوهان بزرگ دل گرم که این همه پر ثمر و بی ادعاست.
قصد بی احترامی ندارم.اما تو دلم میموند اگه نمیگفتم:
شما که حاضر به کمک به دیگران نیستی میشه بگید اینجا چه کار میکنید؟کمک دیگران رو کوچک جلوه بدید؟
بابت آف تاپیک معذرت معذرت معذرت :redface:
« آخرين ويرايش: 5 آبان 1389 - 16:25:00 توسط 7703160 »

آفلاين Newsad.Electronics

  • کاربر ساده سطح سوم
  • *
  • تشکر
  • -اهدايي: 33
  • -دريافتي: 159
  • ارسال: 171
دم پژوهان بزرگ دل گرم که این همه پر ثمر و بی ادعاست.
قصد بی احترامی ندارم.اما تو دلم میموند اگه نمیگفتم:
شما که حاضر به کمک به دیگران نیستی میشه بگید اینجا چه کار میکنید؟کمک دیگران رو کوچک جلوه بدید؟
بابت آف تاپیک معذرت معذرت معذرت :redface:


ممنون از اینکه حرفتون رو با صراحت زدید . حق با شماست . مدت زیادی از عضویتم نمی گذره بذارید به حساب جو گیر شدن . اگر بقیه دوستان رو ناراحت کردم جدا عذر می خوام .

یه آهن ربای معمولی رو وقتی 200 درجه بهش حرارت می دیم  دیگه نمی تونه براده های آهن رو جذب کنه ،  وقتی آهن در محدوه ی دمایی  750 درجه ی سلسیوس قرار می گیره خاصیت مغناطیسی خودش رو از دست می ده (واقعا از دست می ده ؟ ) . (نه به طور مطلق ) چه انفاقی افتاده ؟

دوقطبی های مغناطیسی در آهن به طور طبیعی به شکل منظمی قرار نگرفته اند و به هر سمت و سویی آزادانه می تونند حرکت کنند . حالا آهن تحت تاثیر یک میدان مغناطیسی قرار می گیره . میدان مغناطیسی میاد جهت دوقطبی های مغناطیسی موجود در آهن رو به سمت خودش تنظیم می کنه به عبارتی همه ی دوقطبی هارو  به صف می کنه البته تا جایی که زورش می رسه این روند با افزایش شدت میدان مغناطیسی یا همون شار مغناطیسی تا جایی پیش می ره که همه ی دوقطبی های مغناطیسی در یک جهت به صف می شن و دیگه افزایش شار بی تاثیر می شه که به این حالت میگن اشباع مغناطیسی . حالا حرارت چه بلایی سرش میاره ؟ حرارت یعنی افزایش انرژی جنبشی ... انرژی جنبشی با افزایش حرارت میاد صف منظم شده ی دوقطبی های مغناطیسی رو به هم می ریزه و جهت اون هارو به طور تصادفی در سمت های مختلف تغییر می ده و اون ها رو که تحت تاثیر میدان ، ثابت شده بودند ، به حرکت وادار می کنه  و این یعنی کاهش اثر مغناطیسی در آهن تحت تاثیر حرارت .

حالا در این  حرارت بالا تنها اتفاقی که افتاده اینه که نظم همه ی دوقطبی ها به هم ریخته و ما باید دوباره این نظم رو بر قرار کنیم یعنی شار مغناطیسی قوی تری نسبت به شار مغناطیسی در حالت اشباع آهن ، به آهن اعمال کنیم .

از اونجایی که هرچه قدر سرعت تغییر جهت میدان مغناطیسی  ، بیشتر باشه سرعت تغییر جهت دوقطبی های مغناطیسی نیز بیشتر می شه ، دو عامل سبب تولید حرارت در آهن می شه که اولین عامل مقاومت مغناطیسی آهن یا همون رلوکتانس آهن هست که  چون در آهن خیلی کمه ، جریان گردابی ایجاد شده در آهن توسط خود قطعه ی آهنی ، اتصال کوتاه می شه و مثل یک المنت ، آهن شروع به داغ شدن می کنه ، عامل دوم  همین انرژی جنبشی ایجاد شده ناشی از تغییر جهت دادن متوالی دوقطبی های مغناطیسی در آهن است . پس هرچی فرکانس بالاتر باشه قطعه بیشتر داغ می شه اما باز هم محدودیت وجود داره چون در فرکانس های بالا درون قطعه دیر تر از سطح اون داغ می شه یعنی دما به شکل همگن پخش نمی شه .

 

ابتدا سعی می کنیم فرکانسی رو انتخاب کنیم که به بالاترین دمای کوری برسیم . تجربه به من نشون داد که فرکانس در محدوده ی 40 تا 60 کیلو هرتز بهترین تاثیر رو در گرم کردن یک قطعه ی آهنی داره و دمای کوری رو تا 800 درجه هم می تونه پیش ببره .وقتی دما به 750 درجه ی سلسیوس می رسه ، انرژی جنبشی دوقطبی های مغناطیسی به شدت زیاد می شه این افزایش انرژی مجددا تولید حرارت می کنه یعنی شبکه ای  با  فیدبک مثبت ایجاد می کنه اما شدت میدان یا شار مغناطیسی  می خواد  مجددا انرژی جنبشی رو از دوقطبی ها بگیره و اونها رو به یک صف ردیف کنه یعنی شبکه ای در جهت  منفی ایجاد می کنه که برایند اثر این دو پارامتر در دمای حدودی 750 درجه با هم برابر  می شه و دما روی این عدد ثابت می مونه که از اون به دمای کوری یاد می کنیم .  .اما آیا آهن در این دما اثر مغناطیسی خودشو از داده ؟ اصلا این جمله اشتباه است چون ماهیت آهن تغییر نکرده و فقط دو پارامتر دارن باهم مخالفت می کنند و اثر همدیگرو خنثی . پس کافیه یک پارامتر رو بر پارامتر دیگر ، تفوق یا برتری بدیم .  حالا اگر فرکانس رو ببریم بالا ، به خاطر Skin Effect یا اثر پوسته ای ، سطوح جانبی گرمتر  ولی عمق قطعه سردتر  می مونه و عمق قطعه برای سطوح جانبی مثل یک هیت سینک وارد عمل می شه و سطوج جانبی رو هم سرد می کنه پس مورد تایید نیست و اگر هم فرکانس رو بیاریم پایین ، سرعت تغییر جهت دادن های دوقطبی های مغناطیسی رو کم کردیم که خودش یک عامل در بالا بردن دمای قطعه بود پس این هم قابل قبول نیست . پس چه کنیم ؟ میایم فرکانس رو کم می کنیم  ولی شار مغناطیسی رو افزایش می دیم . یعنی یکی از راههایی که می تونه به شدت موثر باشه اینه که ولتاژ منبع تغذیه ی کوره رو زیاد کنیم و هم زمان فرکانس رو کم کنیم وقتی ولتاژ رو زیاد می کنیم شار مغناطیسی افزایش پیدا می کنه اما سرعت تغییر جهت دادن دوقطبی ها کم می شه  (چون فرکانس رو کم کردیم  )  پس پارامتر شار رو بر سرعت یا انرژی جنبشی ، برتری دادیم و دما شروع به زیاد شدن می کنه اما حدودا تا 50 درجه پیش می ره و باز ثابت می شه و اگر نجمبیم میاد و به همون 750 می رسه . در این لحظه که دما از دمای کوری عبور کرده یعنی قبل از اینکه دما مجددا به دمای کوری برگرده مجددا ولتاژ رو کاهش می دیم و همزمان فرکانس رو افزایش می دیم یعنی پارامتر تغییر جهت دادن دوقطبی ها رو بر پارامتر شار برتری دادیم بازهم دما روبه فزونی می گذاره و این سیکل رو باید اونقدر تکرار کنیم تا به دمای نهایی برسیم .

اصلا اساس کوره ی القایی بر مبنای رزونانس سری استوار شده . اما تغییر دادن فرکانس ها Step By Step در محدوه ی 40 تا 60 کیلو هرتز کار کنترلر و FPGA نیست چون اصولا تغییر فرکانس به شکل دیجیتال در این محدوده ی فرکانسی ، رزولوشن کمی داره و شدیدا سیستم رو از رزونانس منحرف می کنه پس باید پیوسته باشه نه گسسته . یعنی باید سیستمی باشه که به شکل پیوسته در هر لحظه بیاد از اندوکتانس حاصل از  قطعه آهنی و سیم پیچ کوره نمونه بگیره و متناسب با همون نمونه فرکانس رزونانس رو بسازه و این کار رو یک اسلاتور آرمسترانگ به خوبی انجام می ده البته در ساده ترین حالت ممکن .

حالا یک آزمایش خیلی ساده انجام بدین :

یک بالاست لامپ کم مصرف 40 وات تهیه کنید و داخلشو باز کنید و چک شو در بیارین و هسته ی فریت اون رو از قرقره خارج کنید (البته اگر شارلاک نکرده باشن والا یکم کار سخت می شه ) . مدار  دوتا ترانزیستور داره شما هم دوتا هیت سینک بزرگ تهیه کنید و به هر کدوم از ترانزیستور ها وصل کنید . یک لامپ 40 وات مهتابی رو هم به خروجی بالاست ببندید .

حالا چی داریم ؟ یک بالاست مهتابی که چک ش بدون هسته است و دوتا هیت سینک مجزا هم به هر کدوم از ترانزیستور هاش متصله و خروجیش هم طبق سیمکشی خودش به مهتابی وصله . حالا می خوایم بزنیمش به برق پس سر راش یه فیوز بذارین . قبل از اینکه بزنیدش به برق یک پیچ گوشتی ساعتی که به دردتون نمی خوره یا میخ رو آماده دم دستتون داشته باشین . نوک پیچ گوشتی یا میخ  رو داخل هسته ی فریت فرو ببرید و بالاست رو بزنید به برق ... بعد از چند ثانیه می بینید که نوک پیچ گوشتی به شدت داغ و قرمز می شه و اگر ترانزیستور ها و خازن سری ، دوام بیارند نوک پیچ گوشتی تغییر شکل می ده  ...