پاسخ : خیلی جالب!!! سرعت 100.000RPM!!!!!!!!!
کلا کاربردش جاهاییه که به RPM خیلی بالا نیاز باشه. توی دورهای زیاد نیروی اصطکاک لغزشی یا غلتشی خیلی زیاد میشه و همین مسئله باعث میشه که با روشهای عادی که بین روتور و استاتور اتصال مکانیکی برقراره نشه تا دور های خیلی زیاد رفت. مثلا موتور های جت معمولی با صرف اون همه توان تا 30 - 40 هزار دور میرن و برای دورهای بالاتر هزینه و تلفات توان بشدت افزایش پیدا میکنه. تلفات هم که معمولا بصورت گرما دفع میشه و سبب بالا رفتن دمای مجموعه میشه و خنک کردنش داستانهای خودشو داره.
تو این روش با حذف اتصال مکانیکی، تلفات سیستم فقط شامل اصطکاک بین روتور و هوای اطرافش هست و تلفات مغناطیسی و درایور ها که در مقابل تلفات مکانیکی ناچیزن.
نکته دیگه اینه که بر خلاف روش مکانیکی که انرژی فقط بصورت متمرکز توی نقطه اتصال تلف میشه و دمپ سریع حرارت رو سخت میکنه، توی این روش همون اندک تلفات هم بصورت غیر متمرکزه و براحتی قابل دفع هست.
به ازای هربار قرار گرفتن قطب مغناطیسی گوی مقابل سنسور هال، یه بار ماسفت روشن میشه. بنابراین فرکانسی که روی اسکوپ دیده میشه دقیقا تعداد دور چرخش گوی در ثانیه هست و اگه این عدد رو در 60 ضرب کنیم RPM بدست میاد.
نوشته اصلی توسط vahidوحید
تو این روش با حذف اتصال مکانیکی، تلفات سیستم فقط شامل اصطکاک بین روتور و هوای اطرافش هست و تلفات مغناطیسی و درایور ها که در مقابل تلفات مکانیکی ناچیزن.
نکته دیگه اینه که بر خلاف روش مکانیکی که انرژی فقط بصورت متمرکز توی نقطه اتصال تلف میشه و دمپ سریع حرارت رو سخت میکنه، توی این روش همون اندک تلفات هم بصورت غیر متمرکزه و براحتی قابل دفع هست.
به ازای هربار قرار گرفتن قطب مغناطیسی گوی مقابل سنسور هال، یه بار ماسفت روشن میشه. بنابراین فرکانسی که روی اسکوپ دیده میشه دقیقا تعداد دور چرخش گوی در ثانیه هست و اگه این عدد رو در 60 ضرب کنیم RPM بدست میاد.
دیدگاه