اطلاعیه

Collapse
No announcement yet.

مقایسه مغز انسان با FPGA

Collapse
X
 
  • فیلتر
  • زمان
  • Show
Clear All
new posts

    مقایسه مغز انسان با FPGA

    با یلام من یه فرضیه دارم که مغز آدم و حیوان یک FPGA عظیم هستش.( این مطلب علمی نیست اگه علاقه ندارین نخونین )
    از نظر من مغز یک بخش configure دارد که توابع نورونی جدید ایجاد می کنه و هر تابع تعداد زیادی ورودی و خروجی داره و از عناصر ساده نورون مثل گیت های منطقی ایجاد شده. این توابع در کنار هم و همزمان تفکرات مختلف رو در مغز انسان پدید میارن.
    این که نورون یک سلوله که از یک طرف تریگ می شه و از طرف دیگه سیگنالو منتقل می کنه نمی تونه چیزی رو ذخیره کنه یا فرآیند تفکر روی اون انجام بده. همانطور که یک گیت مطقی نمی تونه اطلاعاتو به تنهایی ذخیره کنه و فقط تعدادی ورودی و تعدادی خروجی داره اما با آن می توان یک CPU ساخت که فرآند تفکر رو انجام می ده.
    ولی این که مغز همزمان رو یک موضوع بیشتر نمی تونه تفکر کنه این برام یک سواله.
    احساسات می تونن توابع از پیش تعریف شده یا توابع یاد گرفته شده باشن که به طور غیر ارادی اجرا می شن. البته معنی اراده هم برای خودش بحثی داره. منظورم اینه که توابعی که به طور حتم اجرا میب شن و تابع دیگری نمی تونه جولوشو به راحتی بگیره.
    مثلا شما یک گربه مرده می بینین و بوی مردار به دماغتون می رسه با طور حتم تابع احساس حالت تحوع بهتون دست می ده. شایدم بشه در توابع احساسات دستکاری کرد مثلا یک قاتل احساس دلسوزی برای انسان مرده نداره.
    یاد گیری مفاهیم همون عمل کانفیگور هست و مثلا شما یک فرمول ریاضی یاد می گیرین تعدادی تابع جدید به مغزتون اضافه می شه.
    تو یک کتاب منطق خوندم یک نفر از فیلوسا گفته بود که انسان برای تفکر منطقی درست نشده.
    حرف جالبه ممکنه معنیش این باشه که انسان فقط توانایی تفکر احساسی یا همون تابع با ورودی و خروجی مشخص داشته باشه ولی با کانفیگور های مختلف یاد گرفته چطور با احساسات منطقی فکر کنه. مثلا من می خوام یک مسئله هندسه رو ثابت کنم اول از همه به طور شهودی یا همون احساسی حکم قضیه رو پیدا یا قبول می کنم اگه قبول نکنم دنبال رد آن می گردم.
    بعد دوباره به طور احساسی می گردم دنبال این که از چه روش منطقی برای اثبات استفاده کنم ... مثلا برهان خلف. بعد دوباره به طور احساسی دنبال این می گردم که قبلا چیکار می کردم یا مثلا الان چطور مسئله رو بالا پایین کنم یک چیز منطقی نوشته بشه. در آخر باز هم احساسی می بینیم که فرآیند منطقی کاملا درسته پس قضیه ثابت می شه.
    بخش پردازش تصویر مغز هم شباهت بسیار زیادی به FPGA داره. قبل از این که اطلاعات به مغز برسه تو همون چشم چند فیلتر پایین گذر و بالا گذر روی تصویر انجام می شه که تو کتاب فیزیولوژی 1 خوندم. علتشم اینه که سلولهای حساس به نور مرتب و هماهنگ نیستن و تصویر دریافتی اعوجاج داره پس باید نویزش کم بشه. در ضمن
    تجربیات نشون میده که انسان به تغییرات رنگ و شدت نور بیشتر حساسه تا خود مقدار آن. پس اینجا فیلتر بالا گذر تصویر داریم. یک دلیل دیگه برای فیلترینگ اینه که مغز توانایی پردازش تصویر محدودی داره و روی چشم تعداد زیادی سلول حساس به نور برای همین سلول های موجود در نقطه فکوس یا لکه زرد کمتر میانگین گیری می شن و سلول های دیگه بیشتر میان گین گیری می شن و در نهایت حدود 1 مگا پیکسل تصویر به مغز ارسال می شه که بیشترش حاوی اطلاعات نقطه فکوس هست.
    شاید اطلاعات به صورت تابع در مغز ذخیره بشن. مثلا شما اسم فلان کس رو می بینین و اطلاعات وردی بینایی پس از چند با پردازش به قسمت توابع اشخاص می رسه و پس از تشخیص فرد اطلاعات به ورودی بخش تصویر اشخاص می رسه و با تریگ کردن یک فرآیند تابعی اجرا یم شه که تصویر شخص مورد نظر رو بازسازی می کنه و به بخش دریافت تصویر ارسال می کنه تا دوباره روی تصویر شخص پردازش صورت بگیره. جالبه وقتی من به یک تصویر ذخیره شده تو مغزم فکر می کنم تصاویری که از چشمم دریافت می شه کمتر مورد پردازش قرار می گیره.
    این اتفاق برای بقیه حس های پنجگانه هم صادقه.
    شاید دلیل این که نمی شه هم زمان به 2 چیز فکر کرد اینه که انسان فقط یک بخش ورودی تصویر یا صدا یا غیره داره و این بخش فقط می تونه 1 تصیر رو دریافت کنه.
    اگه بخوایم مثلا مثل کامپیوتر کلاک رو بین برنامه ها تقسیم کنیم فرآیند تفکر در مغز انسان که سرعت پایینی داره ناقص رها می شه و مجبوریم فرآیند تفکرو ریست کنیم.
    من خودم امتحان کردم امدم هم زمان یک معدله درجه 2 و یک دستگاه 2 معادله 2 مجهولو حل کنم. نشد مگر این که 2-3 ثانیه رو این فکر کنم 2-3 ثانیه رو اون یکی.

    حالا شاید بگین اینا به چه درد می خوره؟ من خودم از اینا نتیجه گرفتم که انسان ها توابع احساسی دارن که حتما اجرا می شوند و می توان با تریگ کردن اونا با فن بیان و روش های گوناگون افکار مردم رو تحت کنترل خود قرار داد هر چقدر که مردم منطقی یا مخالف شما باشن.
    مثلا شما یک میکروپروسورو می بینین که اگر به پایه فلانش یک ولتاژ بالا بدین بعد چند ثانیه صبر کنین مثلا فیوز بیتش غیر فعال می شه و می تونین ازش سواستفاده یا تعمیرش کنین. مغز انسان هم دقیقا همین طور رفتار می کنه.
    در هر صورت این فقط یک فرضه یا نظر شخصیه و از اونجا این نظرو دارم که خودم یک مغز دارم و می تونم فرآیند تفکر اونو بررسی کنم پس شواهد علمیی هم پشت این فرضیه وجود داره.
    چند چیز تو این دنیا هست که کشف کردنش خیلی سخته یکی همین کار کرد مغز انسان و کشف چگونگی پیدایش جهان و کشف قانون کلی فیزیک و اثبات تمام قضایای موجود در ریاضیات و فلسفه. مثل کیمیا گرای قدیم که دنبال اکسیر و تولید طلا و حلال همه چیزو اینا می گشتن. شاید پس از حل کردن این قضایا قضایای جدیدی برای انسان در راه باشد و یا اصلا قابل حل شدن نباشند و یا اصلا صورت مسئله ایراد داشته باشد.

    #2
    پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

    با سلام : اکثر کارهایی که انجام میدیم که حیوان نمیتونه انجام بده مثله قدرت تفکر - خندیدن - عشق - حسادت و ..... متعلق به روح ادم هست و نه مغز در واقع به نظر من مغز همیشه دنبال روح میدوه و خودش به تنهایی مثله مغز یه حیوان میمونه

    ممکنه بگید مغز انسان خیلی پیچیده تر از مغز حیوان هست که باید گفت که این مغز در کنار روح پرورش داده شده و اگر روحی نبود مغز مثله روز تولدش فقط نیاز های حیوانی و غریزی را درک میکرد و پرورش داده نمیشد ..............
    --------------------------- --------------------------

    دیدگاه


      #3
      پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

      نوشته اصلی توسط گـــــــــــــیــــــج
      با سلام : اکثر کارهایی که انجام میدیم که حیوان نمیتونه انجام بده مثله قدرت تفکر - خندیدن - عشق - حسادت و ..... متعلق به روح ادم هست و نه مغز در واقع به نظر من مغز همیشه دنبال روح میدوه و خودش به تنهایی مثله مغز یه حیوان میمونه
      با این حساب اندازه مغز ، پیچیدگی مغز یک چیز نمایشی بیش نیست و اگر یک قورباغه هم یک روحی مثل آدم داشته باشه می تونه هواپیما و موشک اختراع بکنه ؟
      یا اینکه این اختراعات جزو امیال حیوانی آدمه ؟

      دیدگاه


        #4
        پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

        خیلی قشنگ تعبیر کردی
        ترشح ماده ایی در خون انسان باعث شادی یا غم یا آرامش یا دوست داشتن میشه
        مثل گاز no2 که اونقدر انسان میخنده تا خفه بشه
        روح و پری و جن برای آدمهای بیسوادگفتند که نمیتونند فکر کنند و اینجا هم شما و هم دوستان علمی و منطقی هستند فقط وقت فکر کردن به این چیزها راآدم نداره یا علاقه نداره وگرنه حقیقت مثل چراغ جلوی چشم آدمه فقط باید نگاهش کرد
        همه دوست دارند به بهشت بروند اما جالب اینجاست کسی دوست ندارد بمیرد
        کانت

        دیدگاه


          #5
          پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

          نوشته اصلی توسط فرشاد اکرمی
          با این حساب اندازه مغز ، پیچیدگی مغز یک چیز نمایشی بیش نیست و اگر یک قورباغه هم یک روحی مثل آدم داشته باشه می تونه هواپیما و موشک اختراع بکنه ؟
          یا اینکه این اختراعات جزو امیال حیوانی آدمه ؟


          هر حیوانی اگر روح خدایی درونش دمیده بشه میتونه استعداد این را داشته باشه که دست به خلق پدیده های مختلف بزنه در واقع این توانی که ما داریم (تفکر - خلق یه پدیده و .....) گوشه ای از قدرتی هست که خدا به ما داده

          بله اگر یک قورباغه هم روح خدایی درونش دمیده بشه این توان را داره که دست به خلق پدیده ها و هر آن چیزی که انسان را از حیوان جدا میکنه بزنه
          --------------------------- --------------------------

          دیدگاه


            #6
            پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

            نوشته اصلی توسط گـــــــــــــیــــــج
            بله اگر یک قورباغه هم روح خدایی درونش دمیده بشه این توان را داره که دست به خلق پدیده ها و هر آن چیزی که انسان را از حیوان جدا میکنه بزنه
            پس این چندین میلیون سال، تنها بشر به این موحبت نائل شده ؟ چرا تنها موجودی که بزرگترین وپیچیده ترین مغز رو داره تونسته این همه کار کنه ؟
            در کل ، چرا هر موجود زنده ای که مغزش بزگتره از روابط پیچیده تری نسبت به موجوداتی که مغز کوچیکی دارند برخورداره ؟
            چرا تا الان یه بز دانشمند ندیدیم ؟

            نوشته اصلی توسط Aryan_M
            با یلام من یه فرضیه دارم که مغز آدم و حیوان یک FPGA عظیم هستش.( این مطلب علمی نیست اگه علاقه ندارین نخونین )
            بحث جالبیه
            به نظر من، چند تا فاکتور مهم وجود داره که باعث میشه مغز و در کل سلول های زنده خیلی خیلی قویتر از کامپیترهای امروزی باشند
            یکی حجمیه که می تونند ذخیره کنند(یک لحظه خاطرات خودتون رو مرور کنید، همین مقدار کم! چقدر فضا برای ذخیره سازی می خواد؟ )
            مقدار اطلاعاتی که پردازش میشه (درسته که در آن واحد نمی تونیم 2 تا معادله حل بکنیم، ولی فکر کنم با تمرین امکان پذیر باشه! ولی حتی کوچکترین حرکت، مثلا وقتی بوی غذایی رو احساس می کنید، کلی اطلاعات از بینی وارد مغز میشه، کلی جستجو میشه این غذا چیه، الان گشنتونه یا نه و .... شاید برای ما یک کار ساده باشه، ولی در حجم بسیار زیادی اطلاعات رد و بدل میشه)
            میزان سینگنالهایی اطلاعاتی که دریافت میشه ( یه ربات تعقیب خط رو در نظر بگیرید، سنسورهاش زیاد شدنی نتجه بهتری می تونین گیرین! حالا فقط حس لامسه بدن رو حساب کنید، فکر می کنید چند ملیون حسگر فشار و دما وجود داره ؟ )

            به نظر من هرچقدر این 3 فاکتور توی یک دستگاه بهتر عمل کنند، کارکرد دستگاه بیشتر نزدیک به موجودات زنده میشه. کامپیوترهای کوانتومی ، نانوتکنولوژی و ... کلی تکنولوژی دیگه با پیشرفتشون خیلی از این مشلات رو برطرف کردند و هر روز هم دارند نزدیکتر یمشند
            شاید بگید نه ، عیر ممکنه ! ولی همیشه این حرف ها وجود داشته !
            یادش به خیر، مادربرگرم تعریف میکرد، زمان بچگیهاش، یکی از فامیلاشون بعد از یک مسافرت اومده بود و تعریف میکرد، توی شوروی یک چیزی درست کردند، آتیش رو میزارند وسط آب و باهاش آب رو جوش میارند! کل فامیل آرزو داشتند اون وسیله رو بینند! اون وسیله چیزی نبود غیر از همین سماور زغالی !!!!!

            دیدگاه


              #7
              پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

              نوشته اصلی توسط گـــــــــــــیــــــج
              با سلام : اکثر کارهایی که انجام میدیم که حیوان نمیتونه انجام بده مثله قدرت [glow=red,2,300]تفکر - خندیدن - عشق - حسادت[/glow] و ..... متعلق به روح ادم هست و نه مغز در واقع به نظر من مغز همیشه دنبال روح میدوه و خودش به تنهایی مثله مغز یه حیوان میمونه
              من برای شما احترام زیادی قاعلم ولی معلومه که هیچوقت حیوان خانگی نداشتی وگر نه این حرف رو نمیزدی.
              حیوان ها حرف میزنن - میخندن - عاشق میشن - (حسادت رو من ندیدم) افسرده میشن . و فقط ما فکر میکنیم که اونها نمیفهمند...



              دیدگاه


                #8
                پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

                نوشته اصلی توسط فرشاد اکرمی
                پس این چندین میلیون سال، تنها بشر به این موحبت نائل شده ؟ چرا تنها موجودی که بزرگترین وپیچیده ترین مغز رو داره تونسته این همه کار کنه ؟
                در کل ، چرا هر موجود زنده ای که مغزش بزگتره از روابط پیچیده تری نسبت به موجوداتی که مغز کوچیکی دارند برخورداره ؟
                چرا تا الان یه بز دانشمند ندیدیم ؟
                با سلام : اگر یک روح بخواد در دنیای مادی زندگی کنه چطوری میتونه مثله ما که علاوه بر روحمون جسم هم داریم کاری انجام بده ؟

                معلومه که نمیتونه مگر اینکه در یه جسم دمیده بشه تا بتونه در این دنیا دست و پایی داشته باشه و بتونه مثلا کاری انجام بده


                وقتی یه انسان متولد میشه صفر کیلومتره یعنی کاری نمیتونه انجام بده و مثله یه آدم 10 ساله نمیتونه در این دنیا کاری انجام بده اما یه فرقی با حیوان داره و اون اینکه دارای روح هست که این روح با روح یه انسان 50 ساله فرقی نداره فقط مشکلی که داره اینه که در اسارت یه جسم هست و باید منتظر باشه تا این جسم نحیف رشد کنه تا این روح بتونه در این جسم تجلی کنه حالا هر چه زمان سپری میشه جسم هم قویتر میشه (منظورم قوی شدن و بزرگتر شدن مغز هست) و روح میتونه به همون نسبت در اون جسم خودشا نشون بده

                یک حیوان نیاز های مادی داره و برای این نیاز ها مغز بزرگ و قوی لازم نیست البته اگر مغز بزرگتر باشه خوب رفتار اون حیوان پیچیده تره این طبیعی هست ولی فرقی که مغز انسان نسبت به حیوان داره اینکه روی مغز ما دنیایی باز هست که به بی نهایت منتهی میشه و هیچ گونه محدودیتی براش نیست خوب طبیعی هست که مغزی که با این روح باشه برای اینکه بتونه جواب گوی روح باشه باید هر چه بیشتر بزرگ و قوی باشه

                ممکنه این سوال مطرح بشه که چرا انسان هایی که در طول زندگیشون کار فکری و .... نمیکنن مغزشون مثله حیوانات کوچیک نیست که باید گفت این سوال سوال خوبی نیست درواقع باید برگردیم به انسان های اولیه که زیاد باهوش نبودن و مغزشون نسبتا کوچک بوده ...... مغز انسان هر نسلی که که گذشته قویتر شده و این رشد در ژنتیک وارد شده و این فرایند قوی شدن در طول زمان اتفاق افتاده


                نوشته اصلی توسط arvinfx
                من برای شما احترام زیادی قاعلم ولی معلومه که هیچوقت حیوان خانگی نداشتی وگر نه این حرف رو نمیزدی.
                حیوان ها حرف میزنن - میخندن - عاشق میشن - (حسادت رو من ندیدم) افسرده میشن . و فقط ما فکر میکنیم که اونها نمیفهمند...

                دوست عزیز در جمله ای که گفتم "حیوان نمیتونه انجام بده مثله قدرت تفکر - خندیدن - عشق - حسادت و ....." منظورم هر ان چیزی بود که انسان را از حیوان جدا میکنه و چیزهایی که گفته شد به عنوان مثال بود که کلیت مطلب بدست بیاد و قصد زیر سوال بردن خصوصیات حیوانی نبود که البته در این مورد هم میشه بحث و گفتگو کرد




                --------------------------- --------------------------

                دیدگاه


                  #9
                  پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

                  جناب گیج، این حرف های شما شما شاید یه 50 سال پیش جزو جواب های پیدایش و هستی و تکامل و تفاوت انسان با حیوانات بود! ولی الان با پیشرفت علم و آشکار شدن پی در پی حقایق خیلی از این حرف ها تبدیل شدند به قصه های مادربرزگ ها!
                  اگر حرف شما درست باشه، اگر یک بچه رو از بدو تولد بزارن داخل یک اتاق و 50 سال بدون آموزش سپری بکنه، باز می تونه صحبت بکنه ، کارهای انسان متمدن رو کنه و کلی کار دیگه که من و شما می کنیم !
                  حتماً داستان تارزان رو شنیدید ؟ همون داستان شیرین برای مردم عادی ولی یک حقیقت تلخ برای روانپزشک ها ! روابط اجتماعی به خاطر وجود انسان های اطراف ماست و اگر یک نابغه هم در جنگل بزرگ بشه دست آخر یکی از اون حیوانات میشه!

                  دیدگاه


                    #10
                    پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

                    سلام خدمت اساتید چرا درمقابل هم جبهه می گیرید حرف دوطرف درسته
                    1_یک انسان بدون داشتن روح مثل طبل تو خالی می مونه (منظور اقای گیج در مورد حیوانات غرایز حیوانی هستش که اگه روح نباشه انسان مثل حیوان هرجا که بخواد می بره)
                    2_ همان طور که اقای اکرمی هم گفتند اگر یک انسان پیش حیوانات و توی جنگل بزرگ شه بیشتر جنبه حیوانی میگیره ( خب شرایط محیطی واجتماعی خیلی مهمه )
                    3_ اینکه انسان داری مغز بزرگ و پیچیده ای هست بر کسی پوشیده نیست ولی ارزش والای انسانی به داشتن روحی بزرگه
                    4_ روح و مغز در این دنیا بهم تنیده اند و هر دو به هم نیاز دارند ( عقل و تدبر وتفکر چیزی هست که هردو در آن دخیل هستند)
                    5_....
                    I'm Very Question and I have more Question,Please Answer All of my Questions


                    [img width=156 height=100]http://uploadtak.com/images/u3536_555_Timer_as_Astable.gif[/img]

                    دیدگاه


                      #11
                      پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

                      نوشته اصلی توسط فرشاد اکرمی
                      جناب گیج، این حرف های شما شما شاید یه 50 سال پیش جزو جواب های پیدایش و هستی و تکامل و تفاوت انسان با حیوانات بود! ولی الان با پیشرفت علم و آشکار شدن پی در پی حقایق خیلی از این حرف ها تبدیل شدند به قصه های مادربرزگ ها!
                      اگر حرف شما درست باشه، اگر یک بچه رو از بدو تولد بزارن داخل یک اتاق و 50 سال بدون آموزش سپری بکنه، باز می تونه صحبت بکنه ، کارهای انسان متمدن رو کنه و کلی کار دیگه که من و شما می کنیم !
                      حتماً داستان تارزان رو شنیدید ؟ همون داستان شیرین برای مردم عادی ولی یک حقیقت تلخ برای روانپزشک ها ! روابط اجتماعی به خاطر وجود انسان های اطراف ماست و اگر یک نابغه هم در جنگل بزرگ بشه دست آخر یکی از اون حیوانات میشه!
                      با سلام : من کتاب در این مورد نخوندم که مثلا کپی برداری کرده باشم و هر چیزی که میگم چیزی هست که خودم بهش رسیدم برای همین در مورد سوال با توجه به تصویر ذهنی که دارم جواب میدم

                      آیا شما وجود روح را انکار میکنید ؟

                      در مورد پروش انسان درون یه جزیره بدون انسان یا درون یک اتاق بستگی داره چه نوع انسانی باشه اگر یه انسان امروزی که مغزش طبق ژنتیک رشد یافته تر هست در این شرایط قرار بگیره طبق اون شرایط نیازهایی داره و مشکلاتی ولی با هوش بالایی که داره میتونه اون مشکلات را حل کنه و طبیعی هم هست اگر نیاز نباشه با کسی حرف بزنه خوب اون خصلت گفتگوش محدود میمونه چون اساسا نیازی به حرف زدن نداره و به هر حال با توجه به شرایطی که داره خودشا هماهنگ میکنه

                      روابط اجتماعی به خاطر وجود انسان های اطراف ماست و اگر یک نابغه هم در جنگل بزرگ بشه دست آخر یکی از اون حیوانات میشه!

                      البته روابط اجتماعی نیاز به هوش بالایی داره و اگر به گفته شما نابغه ای در جنگل باشه طبق شرایط خودش با عوامل بیرونی هماهنگی پیدا میکنه ولی دست آخر یه انسان هست و میتونه مثلا بر کل حیوانات اون جنگل حکمفرمایی کنه و میتونه برای راحتی زندگیش اسباب و وسائلی را خلق کنه و ......

                      اگر خیلی هم باهوش باشه ولی نتونه حرف بزنه دلیلی بر حیوان بودنش نیست چون نیازی به حرف زدن نداره


                      اگر حرف شما درست باشه، اگر یک بچه رو از بدو تولد بزارن داخل یک اتاق و 50 سال بدون آموزش سپری بکنه، باز می تونه صحبت بکنه ، کارهای انسان متمدن رو کنه و کلی کار دیگه که من و شما می کنیم !
                      یک روح وقتی در یک جسم تجلی میکنه که بتونه در این دنیا کارهایی که اراده میکنه انجام بده - بتونه در مورد مسعله ای فکر کنه - بتونه چیزی که دربارش فکر میکنه به وجود بیاره حداقل به صورت بالقوه و .....


                      انسان متمدن کلمه ای هست که ما میگیم متمدن چیه !؟ الگوهایی که نشون میده ما متمدن هستیم چیه ؟ ایا 200 سال دیگه ما را به عنوان متمدن حساب میارن ..........


                      هر انسانی طیق شرایطی که داره میتونه برای خودش الگوهایی مطرح کنه

                      اگر یه انسان در جزیره ای باشه (تنها) در اون شرایط هم میتونه خودشا متمدن قلمداد کنه


                      نوشته اصلی توسط very question
                      سلام خدمت اساتید چرا درمقابل هم جبهه می گیرید حرف دوطرف درسته
                      1_یک انسان بدون داشتن روح مثل طبل تو خالی می مونه (منظور اقای گیج در مورد حیوانات غرایز حیوانی هستش که اگه روح نباشه انسان مثل حیوان هرجا که بخواد می بره)
                      2_ همان طور که اقای اکرمی هم گفتند اگر یک انسان پیش حیوانات و توی جنگل بزرگ شه بیشتر جنبه حیوانی میگیره ( خب شرایط محیطی واجتماعی خیلی مهمه )
                      3_ اینکه انسان داری مغز بزرگ و پیچیده ای هست بر کسی پوشیده نیست ولی ارزش والای انسانی به داشتن روحی بزرگه
                      4_ روح و مغز در این دنیا بهم تنیده اند و هر دو به هم نیاز دارند ( عقل و تدبر وتفکر چیزی هست که هردو در آن دخیل هستند)
                      5_....

                      با سلام : جبهه گیری در کار نیست من نظرما در این بار گفتم و در مقابل سوال جواب میدم

                      --------------------------- --------------------------

                      دیدگاه


                        #12
                        پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

                        نوشته اصلی توسط گـــــــــــــیــــــج
                        من کتاب در این مورد نخوندم که مثلا کپی برداری کرده باشم و هر چیزی که میگم چیزی هست که خودم بهش رسیدم
                        پیشنهاد می کنم حتماً چند تا کتاب بخونید
                        تجلی روح در کالبد انسان یک کمه زیباست ولی متأسفانه فقط زیباست و اگر نگاهی به دورو برمون بکنیم و کشورهای مختلف رو با هم مقایسه کنیم، میبینیم کیفیت زندگی جوامعی که با این قصه های یاسمنگولا خودشون رو مشغول کردند خیلی پایین تر از کیفیت زندگی جوامعی هستش که با واقعیت ها زندگی می کنند.

                        دیدگاه


                          #13
                          پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

                          نوشته اصلی توسط فرشاد اکرمی
                          پیشنهاد می کنم حتماً چند تا کتاب بخونید
                          تجلی روح در کالبد انسان یک کمه زیباست ولی متأسفانه فقط زیباست و اگر نگاهی به دورو برمون بکنیم و کشورهای مختلف رو با هم مقایسه کنیم، میبینیم کیفیت زندگی جوامعی که با این قصه های یاسمنگولا خودشون رو مشغول کردند خیلی پایین تر از کیفیت زندگی جوامعی هستش که با واقعیت ها زندگی می کنند.


                          آیا شما وجود روح را انکار میکنید ؟



                          و اگر مطالعاتی در این زمینه دارید توضیح بدید

                          --------------------------- --------------------------

                          دیدگاه


                            #14
                            پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

                            نوشته اصلی توسط گـــــــــــــیــــــج


                            آیا شما وجود روح را انکار میکنید ؟



                            و اگر مطالعاتی در این زمینه دارید توضیح بدید
                            بنظر من کسانی هستند که تحمل مرگ رو ندارند و نظریه هایی در موردش دادند که توجیهش کنه... این که روح وجود داره یا نه به نظر من قابل اثبات نیست. :rolleyes: چیزی هم که قابل اثبات نباشه بهتره قبولش نکنیم. چرا؟ چون احتمال اینکه سرمون کلاه بره بیشتره تا چیز قابل اثبات رو قبول کنیم.

                            دیدگاه


                              #15
                              پاسخ : مقایسه مغز انسان با FPGA

                              نوشته اصلی توسط arvinfx
                              بنظر من کسانی هستند که تحمل مرگ رو ندارند و نظریه هایی در موردش دادند که توجیهش کنه... این که روح وجود داره یا نه به نظر من قابل اثبات نیست. :rolleyes: چیزی هم که قابل اثبات نباشه بهتره قبولش نکنیم. چرا؟ چون احتمال اینکه سرمون کلاه بره بیشتره تا چیز قابل اثبات رو قبول کنیم.
                              شما گفتید که "به نظرتون" حالا من خدمتتون عرض میکنم اگر درصدی احتمال برای غلط بودن این نظرتون غائل بشید (حتی 1 درصد) اون وقت به این نتیجه میرسید که اتفاقا اگه قبولش نکنیم کلاه بزرگی رفته سرمون چون اگر اون 1% تحقق پیدا کنه 100 سال (!) زندگی دنیا رو با نظر خودمون مشغول بودیم ولی n سال از زندگی بعد از مرگ رو در پریشانی به سر میبریم!
                              حالا اگه حرف شما درست باشه، که فقط 100 سال رو ضرر کردیم! (که البته اگر هم فکرش رو بکنی میبینی که اتفاقا ضرر نکردیم چون تا انسان بمیره تموم میشه پس تا بیاد بفهمه که ضرر کرده دیگه چنین موجودی وجود خارجی نداره)
                              HELLO WORLD

                              دیدگاه

                              لطفا صبر کنید...
                              X