اطلاعیه

Collapse
No announcement yet.

کار گروهی در کشور ما

Collapse
X
 
  • فیلتر
  • زمان
  • Show
Clear All
new posts

    #46
    پاسخ : کار گروهی در کشور ما

    نوشته اصلی توسط Mahdi_Vaziri
    اقای جبرئیلی یه خاطره بگم از یه تجربه که استاندارد ایران (زپلشک) توش بود.
    یه پروژه بود مربوط به یکی از دستگاههای تست استاندارد لوازم خانگی. اقا دماسنجشو شرکت x اومده بود کالیبره کنه.
    چشتون روز بد نبینه. الین بار که اومدن واسه کالیبره گفتن دستگاه شما با رفرنس ما 30 درجه (اوه اوه اوه. من که دیگه داشتم سنکوب میکردم گفت سی درجه) اختلاف داره. این اختلاف اونقدر فجیع بود واسه من که نگفتم دستگاه رو واسه گارانتی بفرستین. خودم پاشدم رفتم واحد کنترل کیفی اون کارخونه و دستگاه رو اونجا بررسی بکنم. خلاصه یه سفر رفتیم شهرشون و صبح تا غروب هر مدلی بالا پایین کردیم دیدیم ته تهش میتونن یکی دو درجه خطا بگیرن (تو 200 درجه) که اونم خارج از قانون نیست. واسه اینکه ساکت بشن یه ذرخ دستگاه رو باز کردم و ور رفتم بهشون گفتم درست شد. بار دوم که شرکت y اومد کالیبره کنه دستگاه ما رو گفت دستگاه شما تو 200 درجه دو درجه اختلاف داره. ) (جالبه که قبلی میگفت دستگاهتون داره 200 رو 170 نشون میده اینیکی میگه 200 رو 202 نشون میده. و قبولش کردن.

    خواستم فقط بگم (که توجیه باشید) که استاندارد رسما تو ایران معنی کشک سابیدن رو داره.
    یه بنده خدایی خازن مارک الکون وارد میکنه میگفت اون اوائل که رابطه نداشتم تو استاندارد میبردم واسشون استاندارد بگیرم خازنو نگاه میکرد میگفت تو ایران امکانات تستش نیست پس رد میکنیم.(تایید نمیکردن) خودشونو در حدی میدونستن که به همین راحتی همچین مارک مطرحی رو رد بکنن.
    بله جناب وزیری. دقیقا همینطوره که گفتین. همه چی فیلمه. اون آدما اصلا مال اونکار نیستن. یعنی 90 درصد افراد، تو کشور ما اصلا جای خودشون نیستن.
    کمترین توقع از یک فرد تحصیلکرده، دانستن املای صحیح کلمات است.

    دیدگاه


      #47
      پاسخ : کار گروهی در کشور ما

      با سلام
      معذرت میخوام که این سوال رو اینجا میپرسم
      نزدیک ترین رشته ای که به بحث تعیین استاندارد ها و طراحی ابزار دقیق و راه های طراحی تست مربوط به ابزار اندازه گیری که ساختیم میپردازه چیه؟
      من فعلا برق کنترل به ذهنم میرسه درسته؟
      نزدیک تر هم هست؟ چه اینور چه اونور
      با تشکر

      دیدگاه


        #48
        پاسخ : کار گروهی در کشور ما

        بارها در حرف ها و صحبت ها خارجی ها رو به چشم ما عده ای آدم رباتی توصیف کردن که نه روح دارن نه اختیار عمل
        ولی نفهمیدیم چرا !!
        علت اینه که دقت نکردیم
        اونها برای همه چی دستورالعمل دارند
        در اصل اونها برای هر چیزی یک فلوچارت دارند که توی اون تمام اتفاقات پیش بینی میشه و طبق اون کار رو انجام میدن
        -شاید باورتان نشود حتی برای بالا رفتن از نردبان هم دستورالعمل داشتند
        بله دارند برای چیزای ساده تر هم دارند
        شخصی بود که در آلمان تحصیل کرده بود (صاحب کار)یکجایی برای نصب رفته بودم و داشتم سوهان کاری میکردم (باور کنید کلی ساله که دارم کار فنی میکنم )
        بعد اومد بهم گفت به ما توی کلاسها یاد دادن اینجوری سوهان کاری کنیم (با یه شکل خاصی سوهان کاری میکرد که ندیده بودم !!)
        بعد که تاثیرش رو دیدم فهمیدم چی به چیه
        حالا بگذریم از این که اکثر آدما وقتی کسی بیاد بهشون یه چیز ابتدایی رو بخوای یاد بدی زیر لب فقط فحش میدن
        اون بنده خدا اومد کامل یه ور کار رو سوهان کاری کرد تا فقط به من نشون بده چجوریه
        اونها یاد میدن که چی درسته که انجام بشه و غیر از اون رو قبول ندارن مگه اینکه خلافش ثابت بشه
        ما تا زمانی که کارمون رو یاد نگیریم درست انجام بدیم دین و قانون و پول و زندان ...... فایده ای نداره
        راه یه چیز بیشتر نیست اونهم درست انجام دادن هست
        والا میتونم با سند نشون بدم که قلان استاندارد ملی ایران دارای تناقض توی توصیفات و توضیحاتش هست دیگه از اون مرجع رسمی تر که نداریم
        از بحث دور نشیم بهتره
        من دوست ندارم خودم را درگیر مسئله بهشت یا جهنم بکنم ، چون در هر دو قسمت دوستان خوبی دارم !

        دیدگاه


          #49
          پاسخ : کار گروهی در کشور ما

          با توجه به پیغام دو نفر از دوستان برای اظهار نظر درباره موضوع این تاپیک، برخی موارد برای موفقیت و تداوم در کارهای گروهی به نظرم می رسد که فقط عنوان آن ها را اعلام می کنم و شرح و تفصیل را به دوستان می سپارم:

          1- اعتقاد و باور متقابل به فعالیت گروهی در افراد به عنوان یک ارزش و نه اجبار ناشی از یک شرایط مقطعی و گذرا.

          2- اعتقاد به لحاظ کردن و اهمیت داشتن منافع سایرین در سطح (و حتی بیشتر از) منافع فردی.

          3- هماهنگی و هم انگیزه بودن و مشابهت هدف ها و ارزش های کاری در افراد شرکت کننده در یک گروه.

          4- رتبه بندی و مشخص کردن وزن آورده های موثر در فعالیت کاری شامل میزان سرمایه گذاری، سطح تجربه و تحصیلات، ارزش ساعت کاری و سایر موارد و بهره مندی هر یک از افراد متناسب با وزن قابلیت ها و آورده هایی که در فعالیت گروهی دارند.

          5- تکیه بر سازوکارهای مکتوب و قانونی بجای قرارهای شفاهی و کلامی.

          در این رابطه موارد موثر دیگری را هم می توان ذکر کرد. اما بخش عمده ای از عدم موفقیت در فعالیت های گروهی را می توان در همین موارد جستجو کرد. وقتی اعتقادی برای کار گروهی به عنوان یک ارزش و هدف وجود نداشته باشد و جمع شدن عده ای ناشی از یک نیاز مقطعی باشد که با گذشت زمان موضوعیت خود را از دست بدهد، وقتی در یک فعالیت جمعی هر کس به فکر منافع شخصی خود باشد و منافع دیگران را مانند منافع خود پاس ندارد، وقتی تفاوت های اساسی در انگیزه ها و ارزش های افراد موجود در کارگروهی وجود داشته باشد (به عنوان مثال یکی معتقد به رشوه دادن برای پیشبرد کار باشد و دیگری این کار را خطای بزرگی بداند)، وقتی وزن فعالیت افراد در یک کار گروهی مشخص نباشد و هر کس تصور کند کار او مهم تر و موثرتر از دیگران است، و وقتی جایگاه و ساز و کار قانونی فعالیت ها مشخص نباشد و همکاری بر اساس یکسری قرارهای شفاهی مبهم شکل بگیرد که هر کس برداشت خود را ازآن دارد، در این شرایط احتمال به نتیجه رسیدن کار گروهی چندان محتمل نیست و این وضعیتی است که اکثر فعالیت های گروهی در کشور ما را شامل می شود.

          (ضمنا مناسب تر است که این تاپیک به دلیل محتوای آن توسط دوستان نظارتی به انجمن بازار کار منتقل شود).
          اوژن: به معنای افکننده و شکست دهنده است
          دانایی، توانایی است-Knowledge is POWER
          برای حرفه ای شدن در الکترونیک باید با آن زندگی کرد
          وضعمان بهتر می شود، اگر همه نسبت به جامعه و اطراف خود مسوول باشیم و نگوئیم به ما چه
          قوی شدن و خوب ماندن - خوبی کردن به دیگران یک لذت ماندگار است
          اگر قرار باشد نفت و منابع خام را بدهیم و چرخ بگیریم، بهتر است چرخ را از نو اختراع کنیم
          ساعت کار بدن اکثر انسان ها کمتر از 800000 ساعت است و بعد از آن از کار می افتد

          دیدگاه


            #50
            پاسخ : کار گروهی در کشور ما

            سلام
            میدونم در حدی نیستم که فکر بکنم در مورد این قضیه اما یه چیزی که تو کشورهای پیشرفته هست اینه که:
            کسی که فارق التحصیل میشه نمیتونه خودش کارفرمای خودش باشه و تنها کار کنه لااقل من ندیدم هنوز
            در واقع فرض اینکه یه نفر به تنهایی بتونه با یه شرکت رقابت کنه تقریبا محاله
            نکته بعد اینکه هر کسی تخصص مربوط به خودش رو داره یعنی به جای اینکه مثل ما اقیانوس کم عمق باشه(دارای اطلاعات کم در زمینه های مختلف) یه چاه عمیقه (دارای اطلاعات زیاد در یک زمینه بخصوص)
            خوب همچین کسی چجوری میتونه تنهایی کار کنه؟
            به نظر من یه عاملی که در وضعیت موجود افراد رو وادار به کار گروهی میکنه اینه که باید مستقیما با یه سری شرکت که خوب طبیعتا اونجا هم چند نفر کار گروهی میکنند رقابت کنه اما اگر زمینه زمینه بکری باشه میشه انفرادی شروع به کار کرد اما فکر نکنم زیاد این وضعیت دوام بیاره
            پس بنابراین افراد یا میرن خودشون چند نفر با هم یه شرکت میزنند که احتمالش کمه یا اینکه جذب شرکت ها میشن
            اما تو ایران وقتی این امکان باشه که خیلی ها به تنهایی پول در بیارن خوب چه دلیلی رو میبینن که با هم برن کار کنن؟(حوصله اضافی دارن؟وقتشون زیاده؟صرفا میخوان دور همی یه کاری بکنن؟) خوب وقتی دلیل برای تک تک ما برای الزام کار گروهی وجود نداره هر چقدر هم بشینیم در مورد مزایاش صحبت کنیم فایده نداره چون شرایطش فراهم نیست
            و در انتهای تحلیل ناقصم بگم که دانشگاه های کشورهای پیشرفته علاوه بر نمرات یک دانش آموز برای قبولی در دانشگاه به رزومه اون هم توجه زیادی میکنند
            حالا این رزومه شامل چی میشه؟
            مثلا اینکه کجاها و کلا چند ساعت به صورت داوطلبانه یا دست مزدی کار کرده و دقیقا چی کار کرده و به چه صورت بوده(مثلا گروهی یا انفرادی)
            و به همین شکل رزومه و نمرات برای کمک هزینه های تحصیلی بررسی میشه

            به نظر من یه سری کار باید صورت بگیره که ایران هم به سمت سیستم کار گروهی بره
            کار هایی که میشه برای کسایی که مدرکشون رو قبلا گرفتند انجام داد:
            • [li]ایجاد تحول سازمان استاندارد و وضع استاندارد در زمینه طراحی و ساخت و تعمیر تجهیزات الکترونیکی[/li]
              [li]ایجاد دوره های آموزشی برای شناساندن این استاندارد ها به شاغلین در این رشته[/li]
              [li]برقرار کردن یک سری آزمون سالانه برای بررسی میزان شناخت شاغلین با این استاندارد ها(که مدام در حال تغییر و بهتر شدن هست) و در نهایت صادر کردن یا تمدید مجوز کار برای یک دوره زمانی مشخص مثلا یک سال[/li]

            اینطوری کار ها به سمت تخصصی تر شدن میره و دیگه کسی وقت نمیکنه بره کل آزمون ها رو بده و ... یا اصلا میشه تعداد آزمون هایی که یکی میتونه بده رو محدود کرد اینطوری هر کسی مجبور میشه بره با یک گروهی کار بکنه و در ادامه توزیع حقوق هم بر اساس میزان عرضه تقاضا یعنی تعداد نیروی کار موجود در هر زمینه و تعداد افراد مورد نیاز در اون زمینه مشخص میشه خود به خود به اینصورت که هر فارق التحصیلی که بخواد زمینه کاریش رو مشخص کنه میره سختی هر زمینه و حقوقش رو میسنجه و بعد انتخاب میکنه زمینه کاری آیندش رو
            این موردی که گفتم بحث شاخص تعیین ارزش هر قسمت کار رو حل میکنه
            این چیزی نیستش که یک دفعه بشه در آوردش و همه رو مجبور به پیروی ازش کرد و ثابت بمونه بلکه در این روش همه درش اثر دارند و مدام در حال تغییره بر اساس شرایط کسی همه که دید فیلد کاریش بازار نداره خوب کارش رو به نزدیک ترین فیلد تغییر میده اون موقع تعادل ایجاد میشه
            • [li]تحت پوشش بیمه قراردادن پروژه های تکمیل شده منطبق بر استاندارد های موجود در آن زمان(اینطوری اون دستگاه ساخته شده یا خدمت دارای ضمانت میشه برای شروع باید نهادی مثل دولت این بیمه رو ایجاد کنه)
              [/li]

            خوب این یه وضعیت تشویقی رو ایجاد میکنه برای شروع و کسانی که استاندارد کار میکنند رو آسوده خاطرتر میکنه از بابت مشکلات احتمالی پیش رو
            ولی خوب به سرمایه زیادی نیاز هست اگه بخوایم این کار رو خودمون خصوصی شروع کنیم و نیاز به حمایت قوی داریم
            • [li]ایجاد یک سامانه تحت نظر سازمان استاندارد که صحت مجوز های یک دستگاه الکترونیکی رو تایید کنه و شامل اطلاعات مربوط به سازندش هم باشه[/li]
              [li](اختیاری) ایجاد یک سامانه داخلی برای شاغلین که افرادی که دنبال کار باشند رزومه شون رو که شامل مجوزها و پروژه های کامل شدشون هست که به تایید سازمان استاندارد و شرکت هایی که براشون کار کردند رسیده رو در دسترس میزارند که شرکت ها راحت تر بتونند نیروی کار مورد نیازشون رو جذب کنند[/li]

            [hr]
            برای نسل های بعدی انشاالله چند تا شرکت درست حسابی هست(یعنی باید باشه وگرنه هیجی) که کار تخصصی انجام دادن رو رواج داده باشه فقط میمونه مطالبی که تو دانشگاه ها درس داده میشه که اینم با رقابتی کردن دانشگاه ها حل میشه یعنی شرکت ها برای جذب نیروی کارشون کیفیت دانشگاه رو مد نظر قرار بدند اون موقع دانشگاه سعی میکنه خودش رو هر چه بیشتر به صنعت نزدیک کنه

            اما برای شروع باید مشخص بشه که کی صلاحیت وضع این استاندارد ها رو داره
            به نظرم اگه به نتیجه ای نرسیدیم از استاندارد های دیگه شروع به کار کنیم و فعلا از همون ها استفاده کنیم
            برای بیمه و اینکه چجوری میتونیم ایجادش بکنیم واقعا ایده ای براش ندارم
            و اینکه چجوری میشه این جو رو ایجاد کرد برای این هم چند نفر کاربلد با گذشت با هم شروع به کار بکنند تا استارت کار رو بزنند و شرکت تاسیس کنند تا کم کم شرایط برای کار انفرادی دشوار بشه و بقیه هم به سمت کارهای گروهی گرایش پیدا کنند

            برای جمع بندی هم بگم این تیکه ایجاد شرایط اولیه سخته و با فداکاری و همکاری همه باید ایجاد بشه(چون ساز و کار بازار مثل لوپ میمونه به نظرم و برای تغییر عظیم سخته چون معلوم نیست سر و ته قضیه کجاست از کجا باید شروع کرد و کجا تمومش کرد) بقیش رو میشه به رقابت سپرد

            و در آخر با عرض پوزش از پریدن بی مورد و بی فایده و جسارتم وسط این بحث چه با این پست و چه پستی که نقل قول کردم ممنون میشم اگه اساتید من رو راهنمایی بفرمایند(به هر شکلی که صلاحه پست دادن یا فرستادن پیغام خصوصی) در مورد این سوالی که مطرح کردم:
            نوشته اصلی توسط شهریار رجب زاده
            با سلام
            معذرت میخوام که این سوال رو اینجا میپرسم
            نزدیک ترین رشته ای که به بحث تعیین استاندارد ها و طراحی ابزار دقیق و راه های طراحی تست مربوط به ابزار اندازه گیری که ساختیم میپردازه چیه؟
            من فعلا برق کنترل به ذهنم میرسه درسته؟
            نزدیک تر هم هست؟ چه داخل چه خارج
            با تشکر
            با تشکر و عرض معذرت دوباره

            دیدگاه


              #51
              پاسخ : کار گروهی در کشور ما

              سلام
              والا درباب کار گروهی در کشورما...
              به طور خلاصه نکاتی که به نظرم می رسد...
              در دوران دانشجویی و دانش آموزی ما کار گروهی رو تمرین نمی کنم...کار گروهی احتیاج به تمرین داره...یک سری اصول کلاسیک نیست که توی کاغذ بنویسیم و آدما با خوندن اون یا بگیرند کار گروهی بکنند! به عبارت دیگر ما برای انجام کار گروهی تربیت نشدیم یا نمی شیم. :nerd: :nerd:
              کار گروهی اقتضائاتی دارد...یکی از اقتضائاتش پذیرفتن مدیریت یک فرد بر کل مجموعه است...تصور اشتباهی که ما داریم اینه که رئیس یا مدیر خیلی بزرگتر از سایر اعضا هست... در صورتی که نگاه درست به نظر من اینه که در یک شرکت یا کار گروهی، نقش های مختلفی هست از جمله طراحی، برنامه نویسی، بازار یابی و مدیریت. یعنی اگه کار طراح اینه که بیاد یک سیستم رو طراحی و تست کنه، کار مدیر هم اینه که بتونه بین اعضا هماهنگی ایجاد کنه، برای کار برنامه ریزی کنه، نظارت بر کار بقیه داشته باشه و... تا محصول یا خدمات یا نتیجه به موقع و با کیفیت تولید شود. اعضا هم می توانند به کار مدیر نظارت کنند. اینکه آیا منابع را درست تخصیص داده، بودجه به درستی برآورد شده، و... . یعنی مدیریت هم یک کار است مثل سایر کارها. فقط وظایف دیگری بر عهده دارد. صفحه زیر رو ببینید...
              http://www.boredpanda.org/east-meets...west-yang-liu/
              اومده تفاوت های فرهنگی بین غربی ها و شرقی ها رو نشون داده (البته ظاهرا منظور کاریکاتوریست تفاوت آلمانی ها با چینی ها است)... زیر عبارت The boss واقعا تصویر با مفهومی است! سایز رئیس را نباید خیلی بزرگ در نظر گرفت.
              مشکل اینجاست که کسی که مثلا برنامه نویسی اش خوبه نمی خواد قبول کنه که تحت مدیریت کس دیگه ای که این توانایی(برنامه نویسی) رو نداره کار کنه.
              نکته دیگه هم اینه که از اونجا که ما برای کار گروهی تربیت نشدیم، بدون هیچ تجربه سازمانی و کاری نمی شه بی گدار به آب زد و گفت که در اولین تجربه های کاری خودمان باید شرکتی کسب و کاری چیزی راه بیندازیم. شاید بهترین کار این باشد که مدتی در یک تشکیلات (شرکت، سازمان و...) کار کنیم تا اندکی کار تشکیلاتی و گروهی را تمرین کرده باشیم. بعد اقدام به راه اندازی یک گروه کنیم.
              چون یکی از ملزومات کار گروهی داشتن نظم است که تنها و تنها با تمرین به دست می آید.

              نوشته اصلی توسط شهریار رجب زاده
              با سلام
              معذرت میخوام که این سوال رو اینجا میپرسم
              نزدیک ترین رشته ای که به بحث تعیین استاندارد ها و طراحی ابزار دقیق و راه های طراحی تست مربوط به ابزار اندازه گیری که ساختیم میپردازه چیه؟
              من فعلا برق کنترل به ذهنم میرسه درسته؟
              نزدیک تر هم هست؟ چه اینور چه اونور
              با تشکر
              اونطوری که من می دونم چنین رشته ای در مقطع کارشناسی نیست. رشته برق کنترل هم فقط 3واحد ابزار دقیق دارد.
              اما در مقطع ارشد رشته ابزار دقیق هست که فکر کنم تو کل ایران فقط حدود 20نفر پذیرش داشته باشه. اونم دانشگاه صنعت نفت. که هم از رشته برق می رن و هم از مهندسی شیمی. (اینو مطمئنم چون چندتا از دوستام رفتن)
              موفق باشید/
              ...یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَهَ لآئِمٍ...
              مائده 54

              دیدگاه


                #52
                پاسخ : کار گروهی در کشور ما

                سلام
                من هم از کار گروهی یکسری تجربیات دارم
                نمونه اش تیم رباتیک دانشگاه بود که بیشتر از دو مسابقه نتونستم دوام بیارم
                دلایلش هم خیلی پیچیده نیست
                اولین و مهمترینش عدم حمایت مدیر تیم از اعضا بود مگر در صورتی که برای خود تیم نه برای خود مدیر منفعتی داشته باشه
                که خب من ادمی نیستم باج بدم
                دومین دلیل زیر ابی رفتن و خالی بندی یا بهتره بگم بزرگ نمایی یکی دو تا از اعضا بود که با این کار میخواستن کم کاریشون رو پنهان کنن
                و سومین دلیل برخی از اعضا منتظر بودن که از دست رنج دیگران بهره ببرن
                اگر به طور دقیق به اون تیم 12 نفری از خارج نگاه میشد بیشتر از 5 نفر به صورت جدی کار نمیکردن
                دوتا مکانیک دوتا برق یدونه هم نرم افزار
                حالا به نظر شما مشکل اصلی این گروه چی بود؟
                نظر من انتخاب اون ادم به عنوان مدیر گروه بود
                نیازی نیست که خود مدیر گروه از سی شارپ و پروتل و سالیدورکس چیزی بودنه
                ولی کافیه که بدونه کی داره کم کاری میکنه و کجا موش میدونه
                یکبار نشد به یکی از اعضا بگه فلانی کجا میری چکار میکنی و چی کم داری؟؟؟
                و فقط از زبون بچه می شنوید که این ضعف خیلی خیلی بزرگی هست

                دیدگاه

                لطفا صبر کنید...
                X